حسرت تلخ
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:59
اى انسان ! قدر خــودت را بدان به حــــدى گران فقط خــدا توان خــريدنت را دارد!! پس خود را به قيمت حسرتــے تلـــخ به تاراج مــده..!
بسازیم ونبازیم
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:59
دنیا،به شایستگی هایت پاسخ میدهد نه به آرزوهایت،پس شایسته ی آرزوهایت باش..!چه بسیار انسانها دیدم تنشان لباس نبود!وچه بسیار لباسها دیدم که درونشان انسانی نبود...! هر فردی بهترین هم که باشد اگر زمانی که باید باشد،نباشدهمان بهتر که نباشد..! هرگز منتظر فردای خیالی نباش،سهمت را از شادیهای زندگی،همین امروز...
باورکن
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:59
چگونه بفرستم باورم را برای تـــــو... تاتـــــو... باور ڪنی... ازیاد بردنت هیچوقت ڪار من نبود و نیســـــت...
تنها
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:59
من در آینه نگاه کردم دیدم هیهات تا نهایت تنهاست. محمدرضاعبدالملکیان بیاد عزیز سفر کرده
دلتنگ
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:59
دلتنگی پیراهن نیست که عوضش کنی و حالت خوب شود. دلتنگی گاهی پوستِ تنِ آدمی ست...
هرسالی که میگذرد
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:59
هر سالی که میگـذردتکه ای از ما در آن سال جا میمانـدتو را نمیدانـماما من در سالی که گذشـتمثل تکه های یک پازل به هم ریختـمو در ایـن واپسیـن لحظاتهر چه جستجو میکنـمنمیدانم کدام تکه ام در کدام لحظه جا مانـده !که اینگونه سردرگم و دلتنـگ به سر میبـرم ... علی سلطانی
جای خالی...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:59
فکر میکنم جای خالی آدمها، درواقع جای خالی بودنشان نیست، جای خالی تکهای از قلبمان است که خانهیشان بوده، به نامشان بوده، و حالا به وقت ِسفر و بستن بار و بنه، آن تکه را هم با خود بردهاند. اینست که همیشه با یادِ نبودنِ کسی، گوشهای از قلبمان درد میگیرد و میسوزد.
عاشقانه
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:26
دکتر شریعتی چه عاشقانه گفت: من تو را دوست دارم،تو دیگری را و دیگری دیگری را...واینگونه است كه همه تنهاییم!
زندگی
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:26
آن قدری که از تمام زندگی عکس داریمذره ای خودش را نداریمشاید دوربین ها می دانستندآدم هاخاطره هایشان رابیشتر دوست دارند! تولد 3سالگی پسر کوچولوم در جمعه 10آذر96
چه زندگی خوبی
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:26
گذشته ای که حالمان را گرفته است! آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم! وحالی که حالمان را به هم می زند! چه زندکی خوبی است...!
هجران
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:26
آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردعمری که فقط با غم دنیا سپری شدچون آب روان رفته و برگشت ندارد دیگر به سر آمد همه ایام جوانیسیمای جوان رفته و برگشت ندارد شد کار دل خستهی ما حسرت اینکهاین رفته و آن رفته و برگشت ندارد بیهوده نگردید به دنبال خوشی هاشادی ز جهان رفته و برگشت ندار...
نبود تو نبود من
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
ميان خاطرات خسته ام؛ تورا مرور مي کنمبه ياد چشم هاي تو؛ ز خود عبور مي کنمنمي رود ز خاطرم؛ خيال چشم مست تونمي رود ز ياد من، لطافت دو دست توشب از هجوم ياد تو، ستاره گريه مي کندنبودنت شب مرا، دوباره تيره مي کنددست سياه و سرد شب؛ بدون تو بر س
برای تویی كه نیستی....
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم كیستم سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست صخرهام ، هر قدر بیمهری كنی میایستم تا نگویی اشك های شمع از كم طاقتی ست در خودم آتش به پا كردم ولی نگریستم چون
شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
اي دوست قبولم كن و جانم بستان مستم كن و وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گيرد بي تو آتش به من اندر زن و آنم بستان *** اي زندگي تن و توانم همه تو جاني و دلي اي دل و جانم همه ت
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاستآه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاستمثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آبدر دلم هستی وبین من وتو فاصله هاستآسمان با قفس تنگ چه فرقی داردبال وقتی قفس پر زدن چلچله هاستبی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن استمثل شهری که ب
از یاد بردن غم عالم میسر است
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
روزی که ارغوان به تو نفروخت گلفروشپیراهنی به رنگ گل ارغوان بپوشاز یاد بردن غم عالم میسر استاکنون که با شراب نشد شوکران بنوشگیرم که مثل موری از این سنگ بگذریکوهی ست پشت سنگ ، از این بیشتر مکوشچون نی نفس کشیدن ما ناله کردن استدر شور نیز نال
حرف قدیمی
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
حرف تازه كه بگم نيست، حرف من حرف قديمهباز همون غصه هر شب، كه رفيق زندگيمه گر چه تكراريه اما، يه حقيقت عميقهكه تو زندگی جدايی، تا ابد باهات رفيقه باز من و يه غم، يه حسرت، يه شكايت از زمونهباز غريبی و زمستون، باز يه شعر عاشقونه...باز يه
مرگ یک هیـچ بزرگ است و دنیا همه هیچ
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
مرگ یک هیـچ بزرگ است و دنیا همه هیچ من و تو گمشده در وسعت یک عالمه هیچ دل هر آینــه لبریز جـــهان من و توست پس هر آینه اما همه هیچ و همه هیچ از اجاق شب ایلــــم چـــه نشان مــی گیری؟
روزگار
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
بعضی وقتها روز کار طوری می سوزانند که هزار نفر نمی تونن خاموشت کنن بعضی وقتها هم هست که روزگار طوری خاموشت میکنه که هزار نفر هم جمع بشن نمی توننن روش نت کنن. + نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:45  توسط ز |
عمری به سر دویده ایم به هرسوی وعاقبت
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 11:56
عمریست تا به پای خم از پا نشسته ایمدر کوی میفروش چو مینا نشسته ایمما را ز کوی باده فروشان گزیر نیستتا باده در خم است همینجا نشسته ایمتا موج حادثات چه بازی کند که مابا زورق شکسته به دریا نشسته ایم ما آن شقایقیم که با داغ سینه سوز جامی گر